برند سیاستمداران و احزاب؛ دوقلوهای جدانشدنی

این مورد در کسب‌و‌کار، چندان مصداق ندارد. در برندهای تجاری، اغلب مهم نیست چه کسی در رأس باشد (در این باره استثناهایی مانند نقش استیو جابز در شرکت اپل وجود دارد) در حالی که برای کاندیداها یا رهبران احزاب، اصلا این چنین نیست. در زمینه‌های دیگر مانند هنر، سرگرمی و ورزش، فرد مهم‌ترین نقش را بر عهده دارد اما اهمیت نقش فرد در دنیای سیاست، کاملا متفاوت است.
سه عنصر، «ایدئولوژی/سیاست»، «حزب/سازمان»، و «سیاستمدار/ رهبر» اساس آگاهی رأي‌دهندگان از يك برند سياسي خاص را شكل مي‌دهند.
ايدئولوژي نشان مي‎دهد كه چگونه قدرت بايد تخصيص يابد و مستقر شود. حزب در اینجا به سازمان سیاسی اشاره‌ دارد که به‌دنبال رسیدن به قدرت یا حفظ قدرت است. در این مدل، سیاستمدار/ رهبر به شخصی اشاره دارد که سازمان یا حزب را هدایت می‌کند.
نکته بسیار مهم این است که ابعاد سه‌گانه این مدل را نمی‌توان از هم جدا تحلیل کرد. مثلا در مواردی که میان حزب و یک رهبر آن تنش ایجاد می‎شود، رأی‌دهندگانی که اعضای یک حزب هستند، احتمال دارد اعتمادشان را به آن رهبر از دست بدهند. یا رأی‌دهندگان ممکن است از سیاست یا ایده یک رهبر یا کاندیدای مشخص حمایت کنند اما همچنان یکی از حامیان وفادار حزب مخالف باشند. پس ارائه یک حزب، رهبر یا ایدئولوژی به تنهایی می‌تواند منجر به مشکلاتی شود و به عبارت دیگر این سه باید در یک برنامه جامع برندسازی شوند. این برنامه جامع چیست و با توجه به چه نکات و مسائلی پرداخته می شود؟
تداعی‌ها و برندسازی شخصی – سیاسی
یکی از فواید برند برای مشتری این است که به عنوان یک میانبر عمل می‌کند و انتخاب‌های مشتریان را سریع‌تر و راحت‌تر می‌کند. برند تداعی هایی را برای مشتری به همراه دارد که رابطه میان این تداعی‌ها از طریق «تجربه» ایجاد می‌شود. به طور اساسی یکی از وظایف ارتباطات برند، ایجاد این تداعی‌هاست. به یادآوردن بخش خاصی از اطلاعات، زمانی اتفاق می‌افتاد که اطلاعات مرتبطی که در ذهن افراد ذخیره شده است، با یک محرک مثلا یک پیام تبلیغاتی تحریک شود.
هر کدام از عوامل سه‌گانه ‌سیاست، حزب، و شخص می‌توانند برای تقویت یا تغییر برداشت افراد جامعه برای ارتباطات و جایگاه‌یابی برنامه یا طرح سیاسی در موقعیتی مثل انتخابات استفاده شوند.
تاکید بر نقش مرکزی یک شخص و موقعیت رهبران سیاسی به عنوان یک برند وقتی پیچیده‌تر می‌شود که به این واقعیت توجه کنیم که اغلب رهبران سیاسی بدون در نظر گرفتن موقعیت سیاسی‌شان در حزب، به ندرت به‌عنوان یک برند مستقل قابل شناسایی هستند .کاندیدا و یا حزب آگاه باید بتواند تداعی های این دو برند را برای رای دهنده و یا در واقع مشتری خود تا حد امکان مدیریت کند. اما سوال این است: از چه راهبردی برای این کار می توان استفاده کرد؟
برای مطالعه متن کامل این مطلب و یافتن پاسخ سوال های بالا می توانید به شماره اول فصلنامه راهبرد ارتباطات به سردبیری و مدیرمسئولی آرش محبی مراجعه کنید.

برچسب ها: , , , ,